دکتر محراب نجعینژاد، سردبیر روزنامه سراسری اقتصاد و سازندگی، در گفتوگویی با دکتر محمدعلی عقابیان، رئیس آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز، به بررسی ظرفیتهای «نورواکونومی» و نقش مغز در تصمیمگیریهای اقتصادی، سرمایهگذاری، ریسکپذیری، بازاریابی و تبلیغات پرداخت.
در این گفتوگو، دکتر محراب نجعینژاد با طرح پرسشی درباره فعالیتهای آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز و معرفی رشته نورواکونومی، بر کاربردهای این حوزه در مسائل اقتصادی و اجتماعی تأکید کرد. دکتر محمدعلی عقابیان در پاسخ، با اشاره به مأموریت آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز توضیح داد که این مجموعه علاوه بر مدیریت و توسعه مفاهیم مرتبط با مغز و شناخت و ارائه خدمات تخصصی، بهعنوان یک مرکز ملی باید بتواند به مسائل اجتماعی و نیازهای واقعی جامعه نیز ورود کند.
دکتر عقابیان با بیان اینکه مغز مرکز کنترل و تصمیمگیری انسان است، بر ضرورت شناخت بهتر ظرفیتهای مغز برای داشتن زندگی موفق تأکید کرد. به گفته وی، انسان برای استفاده صحیح از ظرفیتهایی که در اختیار دارد، ابتدا باید شناخت درستی از مغز داشته باشد؛ چراکه مغز ساختاری بسیار پیچیده دارد و عملکردهای مختلف آن در نهایت بر نحوه تصمیمگیری افراد اثر میگذارند.
رئیس آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز در ادامه با اشاره به ساختار پیچیده مغز و میلیاردها نورون موجود در آن، توضیح داد که نحوه ارتباط و سازمانیافتگی این سلولها در کنار ویژگیهای فردی، موجب میشود الگوهای تفکر و تصمیمگیری افراد با یکدیگر متفاوت باشد. همین تفاوتها میتواند در موقعیتهای مختلف، از جمله تصمیمهای اقتصادی، به انتخابهای متفاوت و در نهایت موفقیت یا شکست افراد منجر شود.
نقش مغز در تصمیمهای اقتصادی و سرمایهگذاری
یکی از محورهای اصلی این گفتوگو، نحوه تصمیمگیری افراد در شرایط اقتصادی و بهویژه هنگام سرمایهگذاری بود. دکتر عقابیان با اشاره به اینکه افراد در تصمیمهای اقتصادی از دو ظرفیت مهم مغز استفاده میکنند، توضیح داد که بخشی از تصمیمگیریها سریع، هیجانی و مبتنی بر احساس است و بخش دیگر بر تحلیل عمیق، محاسبه و منطق استوار است.
به گفته وی، در برخی موقعیتها فرد ممکن است بر اساس هیجان و احساس، تصمیمی سریع اتخاذ کند؛ برای مثال فردی که ریسکپذیر است ممکن است بدون تحلیل عمیق وارد یک موقعیت سرمایهگذاری شود. در مقابل، بخش دیگری از فرایند تصمیمگیری به تفکر عمیق و نگاه محاسبهگرانه مربوط است. از این رو، شناخت نحوه عملکرد هر دو ظرفیت مغز میتواند برای تصمیمگیری بهتر اهمیت داشته باشد.
در ادامه، دکتر نجعینژاد موضوع افزایش ریسکپذیری سرمایهگذاران و ارتباط آن با افزایش دوپامین در مغز را مطرح کرد و با اشاره به چالشهای موجود در حوزه سرمایهگذاری، از دکتر عقابیان درباره نقش این فرایند در تصمیمهای اقتصادی سرمایهگذاران و اینکه علوم شناختی چه کمکی میتواند به کاربران و فعالان اقتصادی ارائه کند، پرسید.
دکتر عقابیان در پاسخ، دوپامین را یکی از عناصر مرتبط با سیستم پاداش و فرایندهای هیجانی مغز دانست و توضیح داد که در بررسی رفتار اقتصادی، صرفاً نباید به بخش فیزیولوژیک مغز توجه کرد، بلکه باید ابعاد ذهنی و نحوه فکر کردن افراد را نیز شناخت. به گفته وی، در حوزه اقتصاد عصبی، شناخت اینکه یک فرد چگونه فکر میکند، چه چیزی برای او ارزشمند است و در شرایط مختلف چگونه تصمیم میگیرد، اهمیت زیادی دارد.
وی تأکید کرد که برای تحلیل رفتار اقتصادی باید بتوانیم بفهمیم فرد در جایگاه فروشنده یا خریدار چگونه فکر میکند و چه عواملی بر تصمیم او اثر میگذارد. از این منظر، شناخت ساختار و عملکرد مغز میتواند به درک بهتر رفتارهای اقتصادی و تصمیمگیریهای افراد کمک کند.
نورواکونومی؛ پیوند مغز و رفتار اقتصادی
نورواکونومی یا اقتصاد عصبی، یکی از حوزههای میانرشتهای علوم شناختی است که به بررسی ارتباط میان فعالیتهای مغزی، فرایندهای شناختی و تصمیمهای اقتصادی میپردازد. این حوزه تلاش میکند توضیح دهد که چرا افراد در شرایط مختلف اقتصادی انتخابهای متفاوتی دارند و چگونه عواملی مانند هیجان، پاداش، ریسک، تجربه و تفکر منطقی بر تصمیمهای اقتصادی تأثیر میگذارند.
در همین چارچوب، دکتر عقابیان بر اهمیت شناخت فرد و فرایندهای ذهنی او تأکید کرد و توضیح داد که تصمیم اقتصادی را نمیتوان بدون توجه به ویژگیهای شناختی و مغزی فرد بررسی کرد. شناخت این فرایندها میتواند درک دقیقتری از رفتار مصرفکنندگان، سرمایهگذاران و سایر فعالان اقتصادی ارائه دهد.
ظرفیت علوم شناختی برای بازاریابی و تبلیغات
یکی دیگر از محورهای مهم مصاحبه، کاربرد علوم شناختی در بازاریابی و تبلیغات بود. دکتر نجعینژاد با اشاره به نقش روزافزون روشهای نوین بازاریابی و تبلیغات، از دکتر عقابیان درباره امکان ارائه بستههای پیشنهادی از سوی آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز برای افزایش راندمان بنگاههای اقتصادی پرسید.
دکتر عقابیان در پاسخ با تأکید بر اینکه مغز تجربهپذیر است، گفت ورودیهایی مانند آموزش، تبلیغات و پیامهای فرهنگی میتوانند بر مسیرهای ذهنی افراد اثر بگذارند. بنابراین، برای طراحی یک فعالیت فرهنگی، تبلیغاتی یا بازاریابی مؤثر، ابتدا باید ظرفیت و ویژگیهای مخاطب را شناخت.
وی افزود که روشهایی وجود دارد که میتوان از طریق آنها پیام یا محصول را به شکلی ارائه کرد که مغز مخاطب آمادگی بیشتری برای پذیرش آن داشته باشد. به گفته دکتر عقابیان، اگر یک بنگاه اقتصادی بداند مخاطب از یک محصول چه انتظاری دارد و محصول را متناسب با همین انتظارات معرفی و عرضه کند، احتمال پذیرش آن از سوی مخاطب افزایش پیدا میکند.
این نگاه میتواند زمینهای برای استفاده از ظرفیتهای علوم شناختی در شناخت رفتار مصرفکننده، طراحی پیامهای تبلیغاتی، بررسی ترجیحات مخاطبان و افزایش اثربخشی فعالیتهای بازاریابی فراهم کند.
نقشهبرداری از ارزشها و ترجیحات در مغز
در بخش دیگری از این گفتوگو، دکتر عقابیان به ظرفیتهای فناورانه آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز اشاره کرد و توضیح داد که در این مجموعه ابزارهایی برای تهیه نقشههای تصویری از عملکرد مغز وجود دارد.
وی با اشاره به مفهوم نقشه ارزش توضیح داد که میتوان بررسی کرد افراد برای چه موضوعاتی ارزش قائل هستند و چه چیزهایی برای آنها خوشایند یا ناخوشایند است. فناوریهای جدید تصویربرداری مغز این امکان را فراهم کردهاند که فعالیت بخشهای مختلف مغز در ارتباط با برخی فرایندهای شناختی و هیجانی مورد بررسی قرار گیرد.
رئیس آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز همچنین به امکان بررسی تفاوت فعالیتهای مغزی در تجربههایی مانند دوست داشتن و ناخوشایند بودن اشاره کرد و گفت با استفاده از این ظرفیتها میتوان درک دقیقتری از عملکرد مغز به دست آورد. این فناوریها علاوه بر کاربردهای پژوهشی و پزشکی، میتوانند در آینده در شناخت بهتر رفتار، ترجیحات و فرایندهای تصمیمگیری افراد نیز مورد استفاده قرار گیرند.
دکتر عقابیان همچنین با اشاره به برخی اختلالات و مشکلات شناختی و روانی، از امکان مشاهده و بررسی فعالیت بخشهایی از مغز که درگیر این فرایندها هستند سخن گفت. به گفته وی، تصویربرداری و نقشهبرداری مغز میتواند اطلاعاتی درباره فعالیت مناطق مختلف مغز در اختیار پژوهشگران قرار دهد و به شناخت بهتر ارتباط میان عملکرد مغز و رفتار کمک کند.
ضرورت فرهنگسازی برای شناخت مغز
در پایان این گفتوگو، دکترنجعینژاد درباره ظرفیتهای مغفول این حوزه و امکان افزایش گستره علوم شناختی در جامعه پرسید و خواستار ارائه پیشنهادی برای توسعه این دانش شد.دکتر عقابیان در پاسخ، فرهنگسازی و افزایش شناخت عمومی نسبت به مغز و عملکرد آن را یکی از ضرورتهای مهم دانست. وی تأکید کرد که هر فرد در زندگی شخصی و خانوادگی خود به نوعی نقش مدیر را بر عهده دارد و برای تصمیمگیری بهتر، باید ساختاری را که در اختیار دارد، یعنی مغز خود، بشناسد.
به گفته رئیس آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز، همانطور که امروز افراد میدانند بدن برای حفظ سلامت به ورزش و مراقبت نیاز دارد، مغز نیز نیازمند شناخت، مراقبت و استفاده صحیح از ظرفیتهای خود است. افزایش آگاهی عمومی درباره مغز و شناخت میتواند به افراد کمک کند تا ظرفیتهای ذهنی خود را بهتر بشناسند و در موقعیتهای مختلف زندگی، از جمله تصمیمگیریهای اقتصادی، انتخابهای آگاهانهتری داشته باشند.
این گفتوگو نشان داد که اقتصاد و علوم شناختی بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شدهاند؛ از نحوه تصمیمگیری و میزان ریسکپذیری سرمایهگذاران گرفته تا رفتار مصرفکنندگان، اثربخشی تبلیغات و شناخت ارزشها و ترجیحات افراد. توسعه حوزههایی مانند نورواکونومی میتواند چشمانداز تازهای برای تحلیل رفتارهای اقتصادی ایجاد کند و آزمایشگاه ملی نقشهبرداری مغز نیز با برخورداری از زیرساختهای تخصصی در حوزه تصویربرداری و مطالعه مغز، میتواند در مسیر توسعه این مطالعات و تبدیل ظرفیتهای علوم شناختی به کاربردهای اقتصادی و اجتماعی نقشآفرین باشد.